Premium Themes

امام باقر (ع) شاید فقیری که در خانه ات را می زند فرشته باشد

نوشته شده توسط مدیر سایت. در دسته احادیث, جديدترين مطالب

1

انتشار یافته در فروردین ۲۱, ۱۳۹۵ با ۱ دیدگاه

 

شاید فقیری که در خانه ات را می زند فرشته باشد

به نام خالق هستی
انسان دو بار در روی زمین زندگی نمی کند که بار اول را تجربه کند و بار دوم، از تجربیّات خود بهره ببرد، همین یکبار است پس باید از تجربیات دیگران و خود نهایت استفاده را ببریم مثلاً اگر چند سال مستأجر بودیم و سختیِ مستأجری را کشیدیم بعد که صاحب خانه شدیم مستأجر خود را در یابیم به این داستان توجه کنید؛ مردی که سالها فقیر بوده و طعم تلخ فقر را چشیده؛ پس از ثروتمند شدنش با یک فقیر چه می کند…
وجود نازنینِ امام باقر (علیه السّلام) فرموند: 

ابو حمزة از امام باقر علیه السّلام روایت کند که فرمود: در بنى اسرائیل مردى بود عابد که از رزق و روزى محروم و بچیزى رو نمی کرد که بهره‏اى از آن نصیبش گردد، زنى داشت که خرجى او را میداد تا اینکه نزد آن زن نیز چیزى نماند و روزى شد که هر دو گرسنه ماندند، آن زن رفت و یک دوک از پنبه رشته باو داد و بدو گفت: جز این چیزى نزد من نیست این را ببر و بفروش و چیزى بخر تا بخوریم.

آن مرد دوک نخ را برداشت و ببازار برد بفروشد دید بازار تعطیل شده و خریدارها بساط خود را برچیده و رفته ‏اند، با خود گفت: خوب است کنار آب (دریا) بروم وضوئى بسازم و مقدارى از آن بسر و صورت خود بزنم و برگردم. بهمین فکر کنار دریا آمد در آنجا به ماهیگیرى برخورد که (پیش از آنکه عابد بدان جا بیاید) تور خود را بدریا انداخته و ماهى گرفته بود و جز یک ماهى گندیده در آن نمانده بود که چند روز بود پیش او مانده و سست و گندیده شده بود، عابد بدو گفت: این ماهى را بمن بفروش و من در عوض این دوک نخ را بتو میدهم تا براى تور خود از آن استفاده کنى، ماهیگیر قبول کرد و عابد ماهى را گرفت و دوک را باو داد و ماهى را بخانه آورد و جریان را بزنش گفت، زن آن ماهى را گرفت که درست کند چون شکمش را باز کرد درّ گرانبهائى در شکمش یافت، شوهرش را خبر کرد و آن درّ را باو نشان داد، عابد آن درّ را برداشت و ببازار برد و به بیست هزار درهم فروخت و بخانه برگشت و پول‏ها را در منزل نهاد.

در این هنگام سائلى بدر خانه آمد در را کوبید و گفت: اى اهل خانه خدا شما را رحمت کند باین مسکین بى‏نوا هم صدقه بدهید مرد عابد بسائل گفت: بخانه درآى، سائل وارد خانه شد و عابد بدو گفت: یکى از این دو کیسه را (که هر کدام ده هزار درهم در آن بود) بردار، سائل یکى را برداشت و رفت.

زنش گفت: سبحان اللَّه! حال که ما پولدار شدیم نیمى از ثروتمان رفت، طولى نکشید که سائل بازگشت و در را زد، مرد عابد گفت: بفرمائید، سائل وارد شد و کیسه را بجاى خود گذارد و گفت: بخور (و از آن استفاده کن) نوش جان و گوارایت باد، که براستى من فرشته‏ اى از فرشتگان پروردگار تو بودم و پروردگارت خواست تا تو را بیازماید و تو را مرد سپاسگزارى یافت. (این را گفت) و از نزد عابد رفت.(۱).
نکته ها
۱٫ خداوند سبحان همه را آزمایش می کند پیامبران، امامان، دانشمندان، ثروتمندان، فقرا، همه و همه را می آزماید
۲٫ خداوند سبحان با همه چیز در این جهان بندگانش را می آزماید؛ دارایی، ناداری ، سواد، بی سوادی و …. آزمایش است.
۳٫ فرشتگان می توانند به شکل انسان و غیر انسان در آیند البته به شکل سگ و خوک در نمی آیند ولی شیطان حتی به شکل سگ و خوک هم در می آید.
۴٫ ممکن است فرج و گشایش همین چند قدمی ما باشد پس هیچ وقت نا امید نباشیم.
۵٫ اگر همسر یا دیگری سرزنشمان کرد در راهمان متزلزل نشویم.
۶٫ ممکن است در یک چیز گندیده ی خراب بد بو گوهری پنهان باشد پس زود قضاوت نکنیم.
متن عربی حدیث:
عَنْ أَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السّلام)
قَالَ: کَانَ فِی بَنِی إِسْرَائِیلَ رَجُلٌ عَابِدٌ وَ کَانَ مُحَارَفاً لَا یَتَوَجَّهُ فِی شَیْ‏ءٍ فَیُصِیبَ فِیهِ شَیْئاً
فَأَنْفَقَتْ عَلَیْهِ امْرَأَتُهُ حَتَّى لَمْ یَبْقَ عِنْدَهَا شَیْ‏ءٌ
فَجَاعُوا یَوْماً مِنَ الْأَیَّامِ فَدَفَعَتْ إِلَیْهِ نَصْلًا مِنْ غَزْلٍ وَ قَالَتْ لَهُ مَا عِنْدِی غَیْرُهُ‏
انْطَلِقْ فَبِعْهُ وَ اشْتَرِ لَنَا شَیْئاً نَأْکُلْهُ
فَانْطَلَقَ بِالنَّصْلِ الْغَزْلِ لِیَبِیعَهُ فَوَجَدَ السُّوقَ قَدْ غُلِقَتْ وَ وَجَدَ الْمُشْتَرِینَ قَدْ قَامُوا وَ انْصَرَفُوا
فَقَالَ لَوْ أَتَیْتُ هَذَا الْمَاءَ فَتَوَضَّأْتُ مِنْهُ وَ صَبَبْتُ عَلَیَّ مِنْهُ وَ انْصَرَفْتُ فَجَاءَ إِلَى الْبَحْرِ وَ إِذَا هُوَ بِصَیَّادٍ قَدْ أَلْقَى شَبَکَتَهُ فَأَخْرَجَهَا وَ لَیْسَ فِیهَا إِلَّا سَمَکَةٌ رَدِیَّةٌ قَدْ مَکَثَتْ عِنْدَهُ حَتَّى صَارَتْ رِخْوَةً مُنْتِنَةً فَقَالَ لَهُ بِعْنِی هَذِهِ السَّمَکَةَ وَ أُعْطِیکَ هَذَا الْغَزْلَ تَنْتَفِعُ بِهِ فِی شَبَکَتِکَ قَالَ نَعَمْ فَأَخَذَ السَّمَکَةَ وَ دَفَعَ إِلَیْهِ الْغَزْلَ وَ انْصَرَفَ بِالسَّمَکَةِ إِلَى مَنْزِلِهِ فَأَخْبَرَ زَوْجَتَهُ الْخَبَرَ فَأَخَذَتِ السَّمَکَةَ لِتُصْلِحَهَا فَلَمَّا شَقَّتْهَا بَدَتْ مِنْ جَوْفِهَا لُؤْلُؤَةٌ فَدَعَتْ زَوْجَهَا فَأَرَتْهُ إِیَّاهَا فَأَخَذَهَا فَانْطَلَقَ بِهَا إِلَى السُّوقِ فَبَاعَهَا بِعِشْرِینَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ انْصَرَفَ إِلَى مَنْزِلِهِ بِالْمَالِ فَوَضَعَهُ فَإِذَا سَائِلٌ یَدُقُّ الْبَابَ وَ یَقُولُ یَا أَهْلَ الدَّارِ تَصَدَّقُوا رَحِمَکُمُ اللَّهُ عَلَى الْمِسْکِینِ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ ادْخُلْ فَدَخَلَ فَقَالَ لَهُ خُذْ إِحْدَى الْکِیسَیْنِ فَأَخَذَ إِحْدَاهُمَا وَ انْطَلَقَ فَقَالَتْ لَهُ امْرَأَتُهُ سُبْحَانَ اللَّهِ بَیْنَمَا نَحْنُ مَیَاسِیرُ إِذْ ذَهَبْتَ بِنِصْفِ یَسَارِنَا فَلَمْ یَکُنْ ذَلِکَ بِأَسْرَعَ مِنْ أَنْ دَقَّ السَّائِلُ الْبَابَ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ ادْخُلْ فَدَخَلَ فَوَضَعَ الْکِیسَ فِی مَکَانِهِ ثُمَّ قَالَ کُلْ هَنِیئاً مَرِیئاً إِنَّمَا أَنَا مَلَکٌ مِنْ مَلَائِکَةِ رَبِّکَ إِنَّمَا أَرَادَ رَبُّکَ أَنْ یَبْلُوَکَ فَوَجَدَکَ شَاکِراً ثُمَّ ذَهَبَ.
____________________________________

۱٫ روضه ی کافی (چاپ اسلامیه) جلد ۸، صفحه ۳۸۵

 

درباره مدیر سایت

مرور بایگانی نوشته های مدیر سایت

۱ دیدگاه

۱ دیدگاه در امام باقر (ع) شاید فقیری که در خانه ات را می زند فرشته باشد در حال حاظر وجود دارد . شاید شما مایل به افزودن نظر شخصی خودتان هستید؟

  1. لطفا این مطلب را در صفحه اصلی سایت وزین لابی نیوز درج فرمائید(در خصوص اعتراض به ساخت مسجد امام باقر(ع) توسط آقای راجی) سلام و تشکر از زحمات همشهریان فنی کار و زحمتکش ولی جای یک سوال باقی است اینکه: آیا این همه مسجد در فرخی لازم است و آیا این مساجد بغیر از زمان شام نمازگزار هم دارد و آیا نمی شود این مبالغ را صرف امورات خیریه شود و آیا هر کس در فرخی هر کاری بخواهد انجام می دهد و آیا اینکه چون آقای راجی است و دلش می خواهد یک جائی مسجد بسازد کافی است و آیا فرخی شخصی یا اداره ای و یا جمعی هدایتگر ندارد که این مبالغ در مکان های بهتری هزینه شود و هزاران آیا ………. ای کاش ما هم مثل بعضی از شهر های اطرافمان متحد می شدیم و ادارات تشکیل شده در فرخی را به رسمیت می شناختیم و اینگونه در فرخی هرج و مرج ایجاد نمی کردیم و زیر پوستی از جمعیت مساجد مخصوصا مسجد جامع نمی کاستیم چرا انی طور است زیرا من راجی هستم.

دیدگاهتان را بنویسید