Premium Themes

اصطلاحات حقوقی مبتلا به قسمت ۱۶

نوشته شده توسط مدیر سایت. در دسته اصطلاحات حقوقی مبتلا به, جديدترين مطالب, حقوقی

55

انتشار یافته در خرداد ۰۹, ۱۳۹۲ با بدون دیدگاه

اصطلاحات حقوقی مبتلا به  قسمت ۱۶

ع :

۴۸۵- عاریه : عقدی است که یکطرف به طرف دیگر اجازه می دهد که از عین مال او مجانا منتفع شود وانتفاع از عین با بقاء آن مقدور باشد .( ماده۶۳۵ قانون مدنی)

۴۸۶- عاقد: کسیکه طرف عقد واقع می گردد خواه وکیل باشد یا اصیل یا فضولی  که آنان را متقاعدین یا متعاملین گویند.( ماده ۲۶۰ قانون مدنی )

۴۸۷-  عاقله: در لغت به نگهدارنده ودر اصطلاح به طبقات ذیل گویند ۱- خویشاوندان پدری قاتل ۲ آزاد کننده بنده ۳- ضمان جریره که مسول کیفری مجرم هستند.

۴۸۸- عامل جعاله :کسیکه به منظور دریافت اجرت مقرر درقرار دادجعاله اقدام به کاری که پیشنهاد شده می کند.

۴۸۹- عامل مزارعه : به زارع گفته می شود

۴۹۰- عامل مضارب : کسیکه سرمایه را از سرمایه داربرای تجارت در عقد مضاربه می گیرد.

۴۹۱- عتیقه : کلیه آثار صنعتی اقوام که تا انتهای دوره زندیه در ایران زندگی کردند از نظر قانون ایران عتیقه نامیده می شود.  (قانون حفظ آثار ملی مصوب ۱۳۰۹)

۴۹۲- عدالت : ترک جرائم (گناهان) بزرگ وعدم اصرار بر گناهان کوچک ورعایت مروت ( ماده ۱۱۳۴قانون مدنی )

۴۹۳- عدلیه : وزارت دادگستری را گویند .

۴۹۴- عدم رشد: به سفه مراجعه شود.

۴۹۵- عدم النفع: ممانعت از نفعی که مقتضی وجود آن حاصل شده  است . (ماده ۲۲۶ قانون مدنی)

۴۹۶- عده :در فقه وحقوق مدنی به مدتی گفته می شود درآن مدت زوجه ای که ازدواج او از طریق طلاق یا وفات با فسخ نکاح بذل مدت منحل شده نمی تواند شوهر دیگری اختیار کند (ماده۱۱۵۰ قانون مدنی )

۱-۴۹۶- عده و فات : چه در دائم یا منقطع چهار ماه و ده روز است (ماده ۱۱۵۴ ق.م )

۲-۴۹۶- عده طلاق و عده فسخ نکاح دائم : سه طهر است (ماده ۱۱۵۱ ق.م)

۳-۴۹۶- عده فسخ نکاح و بذل مدت واتقضاء مدت در نکاح موقت : دو طهر یا ۴۵ روز است (ماده ۱۱۵۲)

۴-۴۹۶- عده طلاق وفسخ نکاح وبذل مدت وانقضاء آن در مورد زن حامله : تا وضع حمل است (ماده ۱۱۵۳) زن غیر مدخوله و زن یائسه عده ندارد

۴۹۷- عرضحال : شکایت نامه به دادگاه یا مراجع رسمی

۴۹۸- عرف قضائی : عرف متداول بین صنف قضات

۴۹۹- عسرت : حالت شخص معسر را گویند (ماده ۳۱قانون اعسار)

۵۰۰- (نیم) عشر : نیم عشر حق الاجراء که بابت اجراء اسناد رسمی ویا حقوق دیوانی می نامند (ماده ۱۳۱قانون ثبت)

۵۰۱- عصبه : اقرباء ذکور از طرف پدر متوفی را گویند.

۵۰۲- عطف قانون به ماسبق : حکومت قانون نسیت به وقایع قبل از تاریخ تصویب ونشر آن

۵۰۳- عقاب بلا بیان : کیفر قبل از اعلام قانونی جرم بودن عمل وفعلی

۵۰۴- عقار :  اراضی را گویند.

۵۰۵- عقد : تعهد یک طرف بر قبول امری که مورد قبول طرف دیگر باشد .(ماده ۱۸۳قانون مدنی) از جمله

۱-۵۰۵- عقد اجاره : عقدی است که یک طرف منفعت عین یا نیروی کار خود را در ازاء گرفتن اجرت به دیگری می دهد.  

۲-۵۰۵- عقد بیع : تملیک عین است به عوض معلوم (ماده ۳۳۸ قانون مدنی)

۳-۵۰۵ –  عقدتمتع : نکاح منقطع را گویند.

۴-۵۰۵- عقد رهن : عقدی که به موجب آن وام گیرنده مالی را اعم از منقول وغیر منقول نزد وام دهنده به وثیقه بگذارد وبرای وام دهنده یک حق عینی بر آن مال ایجاد می شود.

۵-۵۰۵- عقد ضمان : عقدی که به موجب آن شخص مالی را که به ذمه دیگری است به عهده می گیرد متعهد را ضامن ،   وطرف دیگر عقد را مضمون له ، وشخص ثالث را مضمون عنه یا مدیون اصلی گویند . ( ماده ۶۸۴ قانون مدنی)

۵۰۶- عقد اصلی : عقدی است که وجود مستقل دارد به خلاف عقد تبعی

۵۰۷- عقد بسیط :  عقدی است که اثر واحد را دارد .

۵۰۸- عقد تدریجی : عقدی که آثارآن مستمر وممتد مورد تعهد باشد مانند عقد اجاره برعکس غیر تدریجی یا فوری مثل عقد بیع

۵۰۹- عقد تملیکی : عقد ناقل مال از یطرف به دیگری مانند بیع

۵۱۰- عقد جایز : عقدی است که طبعا قابل فسخ است .

۵۱۱-  عقد فضولی : کسی بدون دارا بودن اصالت یا وکالت در مال غیر عقدی انجام دهد یا دختری را به عقد دیگری درآورد ( ماده ۲۴۷ قانون مدنی)

۵۱۲- عقد لازم : عقدی که صرف نظر ازخیار نتوان آن را فسخ کرد.

۵۱۳- عقد مدنی : عقدی که مشمول مقررات قانون مدنی ایست نه قانون تجارت وعمل بازرگانی نیست .

۵۱۴- عقد مساومه یا مفاوضه : عقدی است که طرفین در شرایط متساوی نسبت به عوضین مذاکره وتوافق نمایند .

۵۱۵- عقد مکاتبه : عقدی که بوسیله نامه یا تلگراف واقع شود که آن را عقد غائبین هم می گویند .

۵۱۶- عقد منجز : عقد بدون تزلزل و قطعی

۵۱۷- علت مستنبطه : هرگاه در متون ( فقهی وحقوقی) دلیل و قوانین ذکر نشده وفقیه وحقوقدان به قوه علمی و فراست وفهم دلیل را استنباط کند علت مستنبطه واگر علت ذکر شود علت منصوصه نامند .

۵۱۸- علم حقوق : علمی که از روابط حقوقی ( تکالیف وحقوق ) اشخاص بحث می کندوهدف آن نگهبانی از عدل و انصاف است .

۵۱۹- عمد جنائی : ارتکاب عملی که قانون آن را جرم  شناخته است اگر از روی علم واختیار باشد .

۵۲۰- عمری : در فقه و حقوق مدنی نوعی از انتفاع است که مدت انتفاع برابر است با مدت عمر یکی از طرفین عقد یا شخص ثالث .

۵۲۱- عمل حقوقی : هرعملی که از روی قصد واقع شود واثر قانونی داشته باشد .

۵۲۲- عمودین : در فقه پدر وجد هر قدر که بالا رود و فرزند فرزند هر قدر که پائین رود.

۵۲۳- عندالمطالبه :  صفت اسناد یا  دیون بدون موعد واجل است .

۵۲۴- عنصرجرم  : یعنی ملاک شناختن جرم که به سه قسم تقسیم می شود .

ا-۵۲۴- عنصر قانونی جرم : شناخت یک عمل به عنوان جرم در قانون جزاء

۲-۵۲۴- عنصرمادی جرم : فعل وترک فعل که موضوع کیفر در قانون جزاء واقع شده باشد.

۳-۵۲۴- عنصرمعنوی جرم : قصد فاعل جرم در امور خلافی و عمد

۵۲۵- عنف : عکس رفق ومدارا یعنی اقدام و واداشتن کسی به کاری بدون رضای او

۵۲۶- عنن : بیماری در مرد که قوه نشر آلت تناسلی مرد را تاحدی ضعیف می کند که مانع نزدیکی می شود.

۵۲۷- عوامل : در عقد مزارعه چهار چیز مورد نظر است : زمین بذر عمل عوامل که شامل آب و وسیله شخم وسایر لوازم کشاورزی ( ماده ۵۲۱ قانون مدنی)

۵۲۸- عوض المثل : در معاملات معوض هریک عوضین عوض مسمی وهرگاه تلف شود بدلی که به جای آن داده می شود عوض المثل نام دارد .

۵۲۹- عول : وقتکه میزان ترکه از سهام صاحبان فروض کمتر باشد نقص را در طبقه اول بردختر و در طبقه دوم برکلاله ابوینی و در طبقه سوم بر کسانیکه متقرب به پدر ند وارد می کنند .( ماده ۹۱۴-۹۲۷- ۹۳۸ قانون مدنی)

۵۳۰- عهد : به معنی وصیت و عقد و… آمده است : آیه ۶۰ سوره ۳۶

۵۳۱- عین : مال در فقه امامیه به پنج قسم تقسیم می شود یکی عین که عبارت از اشیاء مادی مستقل مانند گوسفند

درباره مدیر سایت

مرور بایگانی نوشته های مدیر سایت

بدون دیدگاه

در حال حاظر دیدگاهی وجود ندارد اصطلاحات حقوقی مبتلا به قسمت ۱۶. شاید شما مایل به افزودن یکی از نظرات شخصی خودتان؟

دیدگاهتان را بنویسید